المحقق الأردبيلي

153

اصول دين ( فارسى )

آحاد [ أو ظنّية الدلالة ] مع كونها متعارضة أيضا و ليس الاختصاص بكثرة أسباب الثواب موجبا لزيادته قطعا بل ظنّا ؛ لأنّ الثواب تفضّل من اللّه كما عرفت فيما سلف . فله أن لا يثبت المطيع و يثبت غيره ، و ثبوت الإمامة - و إن كان قطعيا - لا يفيد القطع بالأفضلية بل غايته الظنّ « 1 » . مضمونش آن است كه افضليت را دليل يقينى مىبايد و ظنّى كافى نيست . و ادلّه ، افادهء آن يقين نمىكند و ثبوت امامت قطعى مىبايد و افضليت افادهء آن نمىكند و نيست مخصوص بودن به بسيارى اسباب ، سبب بسيارى ثواب ؛ چه ثواب تفضّل است از خداى تعالى اگر مىخواهد كه ثواب عاصى و گنهكار دهد ، مىدهد و اگر به مطيع نخواهد نمىدهد . و قبل از اين گفته : « دادن ثواب واجب نيست بر خداى تعالى » . و نقل كرده شارح مواقف كه : « اگر در مؤمن جمع شود طاعات و اكثر زلّات ، پس اجماع اهل حق از اشاعره و غيرهم آن است كه واجب نيست برخداى تعالى ثواب دادن و نه عقاب كردن ؛ پس اگر ثوابش دهد تفضّل و كرم اوست و اگر عقابش كند به عدل اوست ، بلكه او راست كه ثواب دهد به عاصى و عقاب كند مطيع را » . نعوذ باللّه از اين كلام ؛ چه از طريق عقل بيرون مىنمايد كه خداى تعالى كسى را كه هميشه مطيع او بوده و فرمان او برده و به او

--> ( 1 ) . شرح المواقف ، ج 8 ، ص 372 . بخشى از اين عبارت از مؤلف مواقف است نه از شارح .